واژه زن در زبان شیرین فارسی ریشه در زایندگی وفزایندگی وزندگی دارد .او نه بخشی از
گوشت گرد آمده از دنده چب مرد است ونه کنیز وفرمانبردار بی چون و چرایش که هر خوار
داشتی را از سوی او برخودش هموار سازد.
اگر مرد کد خدای خانه است زن نیز کدبانوی ؛ فروغ و روشنایی خانه است.
نمی دانم چرا وقتی از درد ورنج زن ایرانی سخن به میان می اید همه ابراز تاسف و دلسوزی می کنند ولی وقتی از حقوق حقه او صحبت به میان می اید غیض عالیجنابان را می گیرد ومی خواهند زن را سر جایش بنشانند تا مبادا بیشتر از این که دارد بخواهد وبا الفاظی مثل اینکه زن با مرد فرق دارد می خواهندمهرسکوت بر لبانش بزنند.من هم معتقدم که زن با مرد متفاوت است اما در چه چیز .در این که کمتروبایین تر است.نه .تفاوت زن و مرد از ان جهت است که کامل کننده هم هستند.مثل اینکه همزمان یک رن ومرد به یک ماشین نگاه کنند مرد کل ماشین را می ببیند و زن داخل وجزئیات را .حالا کدام بهتر ماشین را دیده است. هیچ کدام. چون زن ومرد بهم نیاز دارند که دید خود را به زندگی بهتر کنند .این همه جنگ وادم کشی در دنیا به خاطر چیست .اگر زن هم می توانست در این دنیای بزرگ جای خود را درقدرت و تفکر داشته باشد ایا دنیا اینهمه به اشوب کشیده می شد .زن لطیف ترین موجود خداوند است که با لطافت خود زیبایی می بخشد بس چه طور می شود او را از دنیا حذف کرد ودر خانه نشاند.
این جواب دوستانی است که روی مطلب قبلیم بیغام گذاشته بودند .باز هم از همه دوستان متشکرم
