تبليغاتX
تفكر يك زن - زن درتاریخ سومر
تاریخ زنان وعواملی که شرایط حقارت زن راایجاد کرد.

من به این دلیل که تاریخ را مطالعه می کردم ؛یک کم اززمان عقب افتادم از دوستان عزیزم معذرت می خوام امیدوارم مثل قبل مطالبم رابخوانند ومن را راهنمایی کنند.

یک مطلب در مورد سومر است که در وب می گذارم سومر اگرچه در تاریخ ما به عنوان پیشینه مطرح نمیشه ولی تاثیر به سزایی درتاریخ ایران داشته است. امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید.

                                                زن در تاریخ سومر

 

ما درفصل گذشته تاریخ زن را درجوامع ابتدایی مورد بررسی قراردادیم. در این فصل به تمدن سومر اشاره خواهیم کرد که یکی از قدیمی ترین و درخشان ترین تمدنهایی است که ایران باستان از آن اثر گرفته است.ما بنا برآن داریم در فصل های آینده هربار قسمتی ازتاریخ ایران را مورد بررسی قراردهیم. تا فراسوی آن دریابیم زنان میهن ما چه مراحل تاریخی راگذرانده اند.

سومریان عده ای مردم کشاورز ساکن درآسیای غربی؛6000سال پیش زندگی می کرده اند. آنها.به دلیل کمبود زمین نسبت به افزایش جمعیت ویا بی قوه شدن خاک درجستجوی زمینهای مناسب برای کشاورزی بسوی نواحی جنوبی کوچیده اند.و درمنطقه میان رودان (دجله وفرات کنونی)ساکن شدند.

تمدن های شهرنشینی برخاسته ازاین جوامع نوسنگی همچون خود آنها بافت وساختی مادر محور دارد که نشانه های بارز آن فقدان عناصر ویرانساز وتمایل به آبادانی ورفاه بوده است.این جوامع توان بالقوه ای برای تبدیل شدن به شهرهای آباد وپررونق رادارا بودند که تمدن سومری شاهد عینی آن به شمار می رفت.

دوران رهبری اجتماعی وسیاسی زنان با پیدایش جوامع کشاورزی دراواخرعهد نوسنگی با ساخته شدن نخستین دهکده ها درمجاورت رودخانه ها درحدود هزاره ششم پیش از میلاد درخاورمیانه آغاز شده است.کسانی که نخستین دهکده ها رادر میان رودان بنا کردند تمدنی استوار بررهبری وهدایت زنان داشته اند.زن یازنانی رهبری سیاسی ودینی رابشکلی توامان به عهده داشته اندوباگذشت زمان این چهره ها وجهه ای مقدس یافته وبه افسانه های مذهبی پیوسته اند.

درافسانه های آفرینش سومری دراین دوران نشانه وپایگاه والای زنان درباورهای طبیعی وفوق طبیعی مردم است وازنقش ارزنده زنان درتمدن شهرنشینی وتامین منابع وابزاروامکانات آن با ما سخن می گوید.

خدابانوانان متعددی در سرودهای نیایش و درمراسم آینی ستایش وپرستش می شدند.نیایشگاهای خدابانوان از قدرت اجتماعی واقتصادی عظیمی برخوردار بودند که لزوما قدرت سیاسی رانیز درپی داشته است.

ویل دورانت معتقد است درآن دوران زناشویی آیین پیچیده ای بود که قوانین ومقررات فراوانی برای آن گذاشته بودند.جهیزیه ای که دختر با خود به خانه شوهر می برد کاملا تحت تصرف واختیار خود او بود واگر چه از این حق شوهر خود رادر زندگی شریک می ساخت.حق وراثت با خود او بود.هراندازه شوهر برفرزند حق داشت زن نیز چنان بودودرغیاب شوهر اگر پسر بزرگی نبود خود زن مزرعه را مانند خانه اداره می کرد .زن حق داشت که مستقل از شوهر خود بکار بازرگانی بپردازد و بندگان خود رانگاه دارد یا آنها آزاد کند..زن گاهی به مقام ملکه می رسید چنانکه شوب اد(shob-ad)چنین شدوبا کمال مهربانی حکم راند.

سامیان با حمله به ایلام درواقع سومر راازخطر ایلام خلاص کردند.بااتحاد سامی وسومر، درکناریکدیگر تمدن سومری آکدی آغاز می شود. دراین دوران فرهنگ بالای سومر قابل درک برای سامیان نبود به این لحاظ سامیان شروع به ازبین بردن تمدن سومری کردند،که یکی ازآنها وضع قوانین حقارت بار برای زنان بوده است.

ولی درتاریخ  سومر باز بازسازی  تمدن را شاهد هستیم  و احیاء  پرستشگاههای خدابانوان، زیرا سومر درکش از مقام زن باقبایل دیگر متفاوت بود. به همین سبب تلاش درجهت رفع تبعیض زنان صورت گرفت.

قوانین جدید ی که وضع شد برخی ازحقوق ازدست رفته زنان را به آنان باز گرداند هر چند که در اثر اختلاط های فرهنگی و زیروروشدن معیارهای ارزش های اجتماعی ناشی ازدگرگونی های سیاسی، زنان، قدرت وتوان سیاسی خود را از دست داده بودند.

دردوره دوم پیش ازمیلاد اقوام آریایی ازدشت های آسیای میانه به فلات ایران مهاجرت کردند.ودربخش های شرقی و در نواحی مرکزی وغربی درهمسایگی ایلام مسکن گزیدند.ورود این اقوام تحولات نوینی را درمنطقه پدید آورد.اقوام آریایی که پرورش دهندگان اسب بودند در وضعیت نظامی منطقه، تاثیر گذاشتند.زیرا.اسب دراین منطقه به عنوان وسیله حمل ونقل ناشناخته بود.علت عمده پیروزی ایلامیان دراین دوره برسومریان استفاده ازاسب ونیروهای محرکه پرقدرت برای سرعت بخشیدن درجابجایی بود.مدت 200 سال ایلام وعمور(amor) سرزمین سومر رادرتصرف خودداشتند.پس ازآن از طرف شمال حمورابی پادشاه بابل پیش آمد وایلام رابه محاصره گرفت وقرنهای زیادی سامیان بربین النهرین حکومت راندند.

اگرعلل واقعی سقوط سومر را از درون مایه اساطیر بررسی کنیم درمی یابیم جامعه سومر پیش ازآن که به دست بابلی ها واژگون شود ازدرون بیمار بود وارزش های والای اجتماعی که جوامع اولیه سومر بر پایه آن به شکوفایی رسیدند ودرآن زن ومرد به یک اندازه درساخت جامعه خود شرکت داشتند جای خود را به ارزش های فردی ومادی وخودبینی وتبعیض میان جنس ها داد .سومر تشنه صلح بود اما درجنگی دائمی به سرمی برد.آرزومندانه عدالت و مساوات وبرابری انسانها را جستجومی کرداما اسیر بی عدالتی نابرابری وافتراق شده بود.تمرکز قدرت وثروت دردست رهبران مذهبی وحاکمان نظامی واعمال تبعیضات شدید طبقاتی وجنسی جامعه سومر رابه سوی فروپاشی سوق می داد.ازهمین جا جدایی فکری میان زن ومرد والدین وفرزندان معلمین وشاگردان کارگران وکارفرمایان ودرنهایت میان مردم وحاکمان پدیدار شده بود.اسطوره ها وافسانه های مردمی واشعار شاعران مانده ازآن دوران آیینه تمام نمای چنین پایان غم انگیزی برای کهن ترین شهرنشینی ونخستین دمکراسی جهان است.

 

نوشته شده توسط هستي در ساعت 9:36 | لینک  |