درگیر شدن انسان و دریافتهایش از طبیعت، باعث بوجود آمدن شیوه ی زندگی ونوع نگرشش نسبت به جهان هستی شده است.هر قوم به گونه ی خود می اندیشیده است. عدم دسترسی آسان هر قوم به دیگری باعث شده بود که ملتها ویژگی های خاص خود راحفظ کنند و با یکدیگر متفاوت باشند. از این رو اگر بخواهیم مسائل زنان را در تاریخ باستان بررسی کنیم ، زنان در هر گوشه متناسب با نوع طبیعت به گونه ی خاص آن منطقه زندگی می کردند و در واقع بررسی تاریخ زنان به دلیل شواهد کمی که وجود دارد بسیار دشوار است. با توجه به مطالعات انجام شده دوره ی مادر تباری نسبت به طول عمر بشر، بسیار کوتاه بوده ولی اثرات خود را برچند نسل بعد از خود گذاشته است. با شروع زندگی کشاورزی ودامداری در واقع مادرتباری از بین رفت وجایش را پدر سالاری گرفت اثر سیستم پدرسالار بر زندگی انسان بسیار مشهود است. بارزترین اثر آن را حذف نام کودک از تبار مادرمی توان گفت و دیگری حذف زنان از فعالیت کشاورزی بصورت گسترده است. البته زندگی زنان در طبقات مختلف با هم متفاوت بود، مثلا زنان درطبقات مرفه و بالای جامعه بیشتر تحت تاثیر فرهنگ پدر سالار بوده اند نمونه اش در تاریخ ماد پارس و مصر باستان اگرچه حکومت از طریق زنان هم منتقل می شده وآن را از امتیازات زنان آن دوره محسوب کرده اند ولی معمولا طبقات ممتاز جامعه با خواهران خود ازدواج می کردند تا حکومت وثروت از خانواده خارج نشود. در طبقات ظعیف به این دلیل که زنان به عنوان نیروی کار مطرح می شده اند، اثرات فرهنگ بسته پدرسالار کمتر است.
ما در این مقوله از مادها می گوییم که به عنوان اولین اجداد ما معرفی می شوند. تا صد سال پیش برای نوشتن تاریخ ماد٬ جز نوشته های مورخین یونانی چیزی در دست نبود. ولی از یک قرن پیش تا کنون در نتیجه تلاش باستان شناسان هزاران سند کتبی و آثار ارزنده تاریخی از زیر خاک به دست آمده است با اینکه این آثار مستقیما مربوط به تاریخ ماد نیست؛ و از تاریخ بابل و آشور و دیگر کشورهای شرق نزدیک حکایت می کند؛ باز کم و بیش در روشن کردن تاریخ ماد موثر است.
آریایی که به معنی اصیل ،نجیب وشریف است، از اقوام هند وایرانی بودند که دراوایل هزاره دوم قبل از میلاد به نواحی شمال فلات ایران مهاجرت کردند که دسته ای از آنها به هند رفتند ودسته ای دیگر در ایران ماندند. اقوام هند وایرانی خود را آریایی نامیدند. قبیله های بزرگ آریایی بعد ها به نام مادها درغرب ایران پارس ها در جنوب وپارت ها در شمال شرقی ایران معروف شدند.
ماد، نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و ناحیه امروزی تهران ( ری )،حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان، و کردستان را با نام ماد بزرگ میشناختند. پایتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغییر نام داد.
مادها پایههای نخستین شاهنشاهی (728-550 پ.م.) آریایی تباران را در ایران بنیاد نهادند. در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور که بزرگترین دشمن مادها بود.و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد. امپراتوری ماد در زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم آورد. هوخشتره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.
اقتصاد ماد برپایه ی کشاورزی ودامداری و زراعت بر پایه ی آبیاری مصنوعی استوار بوده است، پرورش اسب اهمیت خاصی داشت. نه تنها مردان بلکه زنان نیز حمل قسمتی از مایحتاج زندگی را به عهده گرفته بودند.
در ابتدای تاریخ ماد شاهد سیستم مادر تباری هستیم وتا حدودی دمکراسی حکم فرماست ولی هر چه که می گذرد وتاریخ ادامه می یابد حکومت پدر شاهی ونظام برده داری حکم فرما می شود.ولی آنچه پیداست قوانین برابری بین زن ومرد وجود دارد، زیرا ثروت بین فرزندان دختر وپسر به مساوات تقسیم می شده و حکومت علاوه بر فرزند پسر به دختر و داماد نیز می رسیده است.
در طول تاریخ ماد، فعالیت کشاورزی با زنان بود؛ و مردان برای زنان اهمیت ويژه ای قايل بودند. در دوران مادها؛ زن به ریاست قبیله و نیز قضاوت می رسید؛ در جامعه مادها هنگامی که سیستم پدرشاهی جانشین مادرشاهی گشت؛ مقام اجتماعی زن و حقوق او در خانواده همچنان محفوظ ماند؛ فقط تا حدی از اختیارات فوق العاده زن کاسته شد.
زنان با صورت ومویی باز حرکت می کردند. پیراهنی تنگ تا مچ پا با آستینی کوتاه در برمی کردند و ظاهرا در فعالیتهای اقتصادی دوشادوش مردان شرکت می کردند.
مقام زن در دوران مادی ها ارجمند والا بوده است. مادی ها برای ازدواج قانون وضع کرده بودند که به موجب آن بانوان از حقوق خاصی برخوردار بودند و طبق آن هیچ فردی بجز چند مورد استثنایی از قبیل عقیم بودن وخیانت حق طلاق دادن زن را نداشت وهمچنین زن درخانواده قائم مقام مرد محسوب می شده است.
در آخرین جنگ استیاک (پادشاه قوم ماد) به دست کوروش افتاد ولی کورش از در وفق ومدارا درآمد دیاکونف می نویسد به گفته ی کتسیاس کورش با دختر استیاک که آمی تیلدا نام داشت ازدواج نمود و به این ترتیب قوم ماد وپارس با هم متحد شدند. ظاهرا در میان مادیها و پارسیان مانند مصریان رسم براین بود که پسر ودختر ویا داماد پادشاه پیشین قانونا به سلطنت می رسید. به این ترتیب باپیروزی کورش دوران سلطنت استیاک وحکومت ماد به پایان رسید.
منابع : تاریخ اجتماعی ایران(جلد اول) مرتضی راوندی
تاریخ ماد ایگور میخائیلویچ دیاکونوف
یک مطلب در مورد سومر است که در وب می گذارم سومر اگرچه در تاریخ ما به عنوان پیشینه مطرح نمیشه ولی تاثیر به سزایی درتاریخ ایران داشته است. امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید.
زن در تاریخ سومر
ما درفصل گذشته تاریخ زن را درجوامع ابتدایی مورد بررسی قراردادیم. در این فصل به تمدن سومر اشاره خواهیم کرد که یکی از قدیمی ترین و درخشان ترین تمدنهایی است که ایران باستان از آن اثر گرفته است.ما بنا برآن داریم در فصل های آینده هربار قسمتی ازتاریخ ایران را مورد بررسی قراردهیم. تا فراسوی آن دریابیم زنان میهن ما چه مراحل تاریخی راگذرانده اند.
سومریان عده ای مردم کشاورز ساکن درآسیای غربی؛6000سال پیش زندگی می کرده اند. آنها.به دلیل کمبود زمین نسبت به افزایش جمعیت ویا بی قوه شدن خاک درجستجوی زمینهای مناسب برای کشاورزی بسوی نواحی جنوبی کوچیده اند.و درمنطقه میان رودان (دجله وفرات کنونی)ساکن شدند.
تمدن های شهرنشینی برخاسته ازاین جوامع نوسنگی همچون خود آنها بافت وساختی مادر محور دارد که نشانه های بارز آن فقدان عناصر ویرانساز وتمایل به آبادانی ورفاه بوده است.این جوامع توان بالقوه ای برای تبدیل شدن به شهرهای آباد وپررونق رادارا بودند که تمدن سومری شاهد عینی آن به شمار می رفت.
دوران رهبری اجتماعی وسیاسی زنان با پیدایش جوامع کشاورزی دراواخرعهد نوسنگی با ساخته شدن نخستین دهکده ها درمجاورت رودخانه ها درحدود هزاره ششم پیش از میلاد درخاورمیانه آغاز شده است.کسانی که نخستین دهکده ها رادر میان رودان بنا کردند تمدنی استوار بررهبری وهدایت زنان داشته اند.زن یازنانی رهبری سیاسی ودینی رابشکلی توامان به عهده داشته اندوباگذشت زمان این چهره ها وجهه ای مقدس یافته وبه افسانه های مذهبی پیوسته اند.
درافسانه های آفرینش سومری دراین دوران نشانه وپایگاه والای زنان درباورهای طبیعی وفوق طبیعی مردم است وازنقش ارزنده زنان درتمدن شهرنشینی وتامین منابع وابزاروامکانات آن با ما سخن می گوید.
خدابانوانان متعددی در سرودهای نیایش و درمراسم آینی ستایش وپرستش می شدند.نیایشگاهای خدابانوان از قدرت اجتماعی واقتصادی عظیمی برخوردار بودند که لزوما قدرت سیاسی رانیز درپی داشته است.
ویل دورانت معتقد است درآن دوران زناشویی آیین پیچیده ای بود که قوانین ومقررات فراوانی برای آن گذاشته بودند.جهیزیه ای که دختر با خود به خانه شوهر می برد کاملا تحت تصرف واختیار خود او بود واگر چه از این حق شوهر خود رادر زندگی شریک می ساخت.حق وراثت با خود او بود.هراندازه شوهر برفرزند حق داشت زن نیز چنان بودودرغیاب شوهر اگر پسر بزرگی نبود خود زن مزرعه را مانند خانه اداره می کرد .زن حق داشت که مستقل از شوهر خود بکار بازرگانی بپردازد و بندگان خود رانگاه دارد یا آنها آزاد کند..زن گاهی به مقام ملکه می رسید چنانکه شوب اد(shob-ad)چنین شدوبا کمال مهربانی حکم راند.
سامیان با حمله به ایلام درواقع سومر راازخطر ایلام خلاص کردند.بااتحاد سامی وسومر، درکناریکدیگر تمدن سومری آکدی آغاز می شود. دراین دوران فرهنگ بالای سومر قابل درک برای سامیان نبود به این لحاظ سامیان شروع به ازبین بردن تمدن سومری کردند،که یکی ازآنها وضع قوانین حقارت بار برای زنان بوده است.
ولی درتاریخ سومر باز بازسازی تمدن را شاهد هستیم و احیاء پرستشگاههای خدابانوان، زیرا سومر درکش از مقام زن باقبایل دیگر متفاوت بود. به همین سبب تلاش درجهت رفع تبعیض زنان صورت گرفت.
قوانین جدید ی که وضع شد برخی ازحقوق ازدست رفته زنان را به آنان باز گرداند هر چند که در اثر اختلاط های فرهنگی و زیروروشدن معیارهای ارزش های اجتماعی ناشی ازدگرگونی های سیاسی، زنان، قدرت وتوان سیاسی خود را از دست داده بودند.
دردوره دوم پیش ازمیلاد اقوام آریایی ازدشت های آسیای میانه به فلات ایران مهاجرت کردند.ودربخش های شرقی و در نواحی مرکزی وغربی درهمسایگی ایلام مسکن گزیدند.ورود این اقوام تحولات نوینی را درمنطقه پدید آورد.اقوام آریایی که پرورش دهندگان اسب بودند در وضعیت نظامی منطقه، تاثیر گذاشتند.زیرا.اسب دراین منطقه به عنوان وسیله حمل ونقل ناشناخته بود.علت عمده پیروزی ایلامیان دراین دوره برسومریان استفاده ازاسب ونیروهای محرکه پرقدرت برای سرعت بخشیدن درجابجایی بود.مدت 200 سال ایلام وعمور(amor) سرزمین سومر رادرتصرف خودداشتند.پس ازآن از طرف شمال حمورابی پادشاه بابل پیش آمد وایلام رابه محاصره گرفت وقرنهای زیادی سامیان بربین النهرین حکومت راندند.
اگرعلل واقعی سقوط سومر را از درون مایه اساطیر بررسی کنیم درمی یابیم جامعه سومر پیش ازآن که به دست بابلی ها واژگون شود ازدرون بیمار بود وارزش های والای اجتماعی که جوامع اولیه سومر بر پایه آن به شکوفایی رسیدند ودرآن زن ومرد به یک اندازه درساخت جامعه خود شرکت داشتند جای خود را به ارزش های فردی ومادی وخودبینی وتبعیض میان جنس ها داد .سومر تشنه صلح بود اما درجنگی دائمی به سرمی برد.آرزومندانه عدالت و مساوات وبرابری انسانها را جستجومی کرداما اسیر بی عدالتی نابرابری وافتراق شده بود.تمرکز قدرت وثروت دردست رهبران مذهبی وحاکمان نظامی واعمال تبعیضات شدید طبقاتی وجنسی جامعه سومر رابه سوی فروپاشی سوق می داد.ازهمین جا جدایی فکری میان زن ومرد والدین وفرزندان معلمین وشاگردان کارگران وکارفرمایان ودرنهایت میان مردم وحاکمان پدیدار شده بود.اسطوره ها وافسانه های مردمی واشعار شاعران مانده ازآن دوران آیینه تمام نمای چنین پایان غم انگیزی برای کهن ترین شهرنشینی ونخستین دمکراسی جهان است.
دربخش تاریخ به دوتفکربرمی خوریم،تفکرایده آلیستی که معتقداست انسان ازابتدا برروی کره خاکی به همین گونه که هست پدید آمده ودیگری اعتقاد به تکامل انسان که دراین بحث می توان ریشه ی بسیاری از تغیرات بشر رافهمید.بحث ایده آلیستی که به دنبال تفکرمذهبی می آید زن راازابتدای پیدایش حقیر ترونادان تر ازمرد دانسته که داستان استوره ای آدم وهوا نمونه آن است.ولی اگرازبحث های مذهبی بگذریم تاریخ تکامل بشر رابررسی کنیم متوجه می شویم که زن چگونه ازسروری به بردگی کشیده شد وچه عواملی دراین ضمینه نقش داشته اند.مطالب بعدی ابتدا شروع دوره کشاورزی رامورد ارزیابی قرارداده وبه نقش زن دراین دوره می پردازد.
درمورد زندگی بشر اولیه مطالب قبلی رابانگارش دیگر نوشتم امیدوارم مورد توجه دوستان باشد.
انسان ابتدایی به دلیل ضعفش نسبت به دیگرحیوانات هم از نظرجثه هم از نظر اندامهای دفاعی مجبور بوده به صورت گروهی زندگی کندتابتواند درمقابل طبیعت مقاومت بیشتری ازخودنشان بدهددراین دوره تفاوت زیادی ازنظرجثه بین زن ومردشاهد نیستیم.مرگ ومیربسیارزیاداست واکثرانسانهازیر۲۰ سال ازبین می روند.
باگذشت زمان انسان یاد می گیردکه درغارزندگی کندوآنش راکشف کند.تقسیم کارکم کم شکل می گیردومردبه شکارمی رودو زن درغار می ماندوازکودکان وآتش نگه داری می کند.ازپوست حیوانات تن پوش وازاستخوان آنها زینت آلات وسوزن دزست می کندبرروی زمین به دنبال گیاهان ودانه های خوردنی جستجومی کند.
محققان معتقدند که براثر کار جسم انسان نیز تغیر می یابد ،مردان به شکارچی تبدیل انسانهای شکارچی بااندامهای ورزیده می شوندکه قبیله خودراازنفوذ دشمنان حفظ می کنندو زنان به ساختن منزلگاه برای درامان ماندن ازباد وطوفان وآفتاب وسرمای شدیدومبارزه باطبیعت خشن وحیوانات وحشی می پردازد.گردآوری غذا وتقسیم آن ازطرف زنان صورت می گیرد زن موقعیت محوری وزندگی بخش دارد ومرد به دلیل دور بودن ازقبیله برای جمع آوری شکارنقش جنبی راداراست.باساختن آلونک وخانه هایی برروی زمین وبایکجانشینی واهلی کردن حیوانات زندگی بشرشکل تازهای به خود می گیرد.
باجمع آوری گیاهان دارویی واستفاده از آن دردرمان بیماری ها زنان پایه گذار علم طب می دانندغنی سازی دانه های گیاهی باعث بوجود آمدن کشاورزی شدزنان بااستفاده ازدانسته های خود درمورد گیاهان وباکاشتن آن برروی زمین وساختن ابزارهای ساده چون کج بیل ابتدا به کندن خاک وسپس قراردادن دانه درخاک تحول بزرگ کشاورزی رابوجود آوردند.ساختن ظروف گلین وسفالین ابتدا به زنان نسبت داده شده است .در این دوره زنان به دلیل باروری شیردهی نقش برجسته ای رادارابودندوموردستایش قرارمی گرفتند دراین دوره زنان نماد تمرکزاراده وقدرت هستند.
منابع
هویت زن ایرانی مهرانگیز کار -شهلالاهیجی
تاریخ دنیای قدیم جلداول کورفکین
تاریخ جهان باستان جلداول کاژدان -نیکولسکی-و۰۰۰
زن به ظن تاریخ بنفشه حجازی
اگر تاریخ رابخوانید متوجه می شوید که چقدر تناقض در آن وجوددارد.ودیگه اینکه تاریخ رابسته به این که کی نوشته نگرش بسیار متفاوت است،اگر بخواهی مطلبی در مورد زن بخوانی چون تاریخ را مردان نوشته اند در اغلب موارد زنها یا حذف بوده اند یا بنا به دید تاریخ نویس که معمولا بانگرش منفی بوده زنان تاریخ چهرهای منفی داشته اند.من در مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که تحقیر وکوچک کردن زن که همان تبعیض است در تمام تاریخ وجودداشته در عین حال نگرش مردانه باعث شده که دیدگاه درستی را نتوانیم از زن بدست آوریم اما آنجه که خیلی جالب است این است که در چند سال اخیر تاریخ نویسان زن مطالبی را نوشته اند که منابع بسیار خوبی است وکم کم نگرش درمورد زن در حال تغیر است .من مطالبم را از انسان اولیه شروع می کنم ونقش زن را در هر مرحله می نویسم .کار زیادی در مورد مطالب شده امیدوارم مورد توجه دوستان قرار گیرد
،به لینکهای بعد من مراجعه کنید.متشکرم![]()
از این که تنبلی کردم شرمنده ام
،نمی خواستم اما شد
.دوستان کلی من را مورد سرزنش قرار داند ضمن عذر خواهی مطلب امروز را می نویسم امیدوارم که دوستان آن را بخوانند ومن را راهنمایی کنند
.چند وقتی است که دارم در مورد تاریخ زن می خوانم .اگر در این مورد می خواهید مطلبی بدانید حتما به لینک من سر بزنید.واگر مطلبی دارید لطفا برایم بگذارید،اگر می خواهید بدانید زن از ابتدای بشر چه بوده وچگونه به این موجود فعلی تبدیل شده مباحث جالبی است من تلاشم این است که هر چه زودتر در این مورد مطلب بنویسم منتظر باشید.![]()
روز ۲۸ آبان روز ﭙیشگیری از کودک آزاری بود من به همراه چندنفر از دوستان به سمیناری که در این مورد برگزار شده بود رفتیم. مباحث کودک آزاری از نظر روانشناسی حقوقی وحجم آن در جامعه بررسی شد.به نظرم جالب وقابل فهم آمد بحثهایی که در سمینار شد این بود که حتی کودک آزاری در قوانین ما وجود دارد مثلا از نظر کمیته جهانی حمایت از کودک ؛کودک ازسن صفر تا ۱۸ سال را می گویند. حال آنکه در قوانین ما دیده شده که نوجوانان به اعدام محکوم می شوند. مسائل فرهنگی را مطرح شد اینکه کودک آزاری بخشی از فرهنگ ماست .
وقتی فکر کردم ؛ به آن خوب نگاه کردم متوجه شدم من هم نوعی کودک آزار هستم .البته بدون انکه متوجه باشم .مباحث کودک آزاری آنقدر وسیع وآنقد رگسترده است که برخورد فرهنگی وسیعی می خواهد .وقتی خوب در سطح جامعه دقت کنیم آنقدر که تبلیغ ماکارانی یا چیبس می شود آیا مسائل کودک آزاری هم مورد توجه قرار می گیرد .کودکی که آینده ی کشور به او بستگی دارد.
جدا ایا ما در این موارد می اندیشیم ؟ویا حتی بعد از خواندن مطلبی آن هم اتفاقی چه نگرشی داریم ؟برای معضلات اجتماعی چه می توانیم بکنیم .
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید خنده دار یا مسخره بیاد اینکه ادم فکر کنه چیزهایی مثل نفرین واقعی باشه من روی این قضیه خیلی فکر کردم و متوجه شدم شاید بخشهایی خرافات باشه ولی انسانها نیروهایی دارند که به هم منتقل می کنند و این را من کاملا در زندگیم حس کردم.ان زمانی بود که متوجه شدم خودم چقدر می توانم اثر روی افراد داشته باشم البته از راه دور وهمیشه اثر افراد را هم در زندگیم حس می کردم.و چون ان را نوعی خرافه میدانستم کمتر به ان فکر می کردم . اخیرا یک کتاب خواندم از وین دایر که در مورد اثرات ابنائ بشر بود برروی یکدیگر .خیلی جالب بود از اینکه می دیدم هر مشگلی در بشریت هست به خودش برمی گردد؛ مثلا وقتی از شرایط ناراحتیم چه کسی را مقصر می دانیم همه را جز خودمان ؛ اکر خوب مشگل را ببینیم یک سر مشگل به خود ما بر می گردد .مثلا من حیلی افراد را دیده ام که از وضعیت شرایط سیاسی اقتصادی می نالند ولی ایا همین ادمها تا حالا به فکر کودکان یا کسانی بوده اند که سر گرسنه به زمین می گذارند ایا حرکتی برای این افراد کرده اند نتیجه بحثم این است اگر گلایه داریم مشکل یک طرفش به خود ما بر می گردد اکر می خواهیم راحت زندگی کنیم باید برای را حت زندگی کردن دیگران هم تلاش کنیم.
در مورد ختنه زنان جای تعجب نیست که خیلی نمی دانیم. چون یکی از رفتارهای تبعیض امیز وخشنی است که نسبت به زنان روا داشته می شود .در مورد ان معمولا در جایی در ج نشده است.اگر چه ممکن است ما در مورد ان نشنیده باشیم ولی تعداد این رفتار خشن ودور از انسانیت کم نیست .
ختنه زنان از نظر سازمان بهداشت جهانی مثله کردن تمام یا بخشی از اندام تناسلی بیرونی زنان یا هر گونه صدمه ای به ارگانهای تناسلی زنان را به دلیل فرهنگی وچه به دلیل غیر بهداشتی وغیر بزشگی ؛ختنه تعریف می کنند.
به زبان عامیانه ختنه در واقع قطع کلیتوریس می باشد .با قطع این قسمت از عضو بدن زن ؛حس زنانگی در انها از بین می رود وتا بایان عمر از دریافت لذت جنسی محروم خواهند ماند.
سختگیرانه ترین عمل ختنه روش سودانی است که در این روش کلیتویس ولبهای بیرونی ودرونی بکلی برداشته می شود ودهانه مجرای تناسلی با روده گوسفند دوخته می شود .
در واقع این استراژی به اصطلاح خرمندانه جهت تضمین باکرگی دختر وعدم ارتباط او با هیچ مرد دیگر تازمان ازدواج است.
این عمل در ایران بین اقوام کرد و لر درمیان شهرهای جنوبی ایران از جمله بندر گنگ وبندر جاسک به عنوان سنت وجود دارد.
از عوارض جانبی این عمل انواع عفونت در ناحیه اندامهای تناسلی به دلیل انجام ان به شیوه کاملا غیر بهداشتی است.
ایجاد افسردگی در بلند مدت وسردی مزاج
تجربه نکردن ارگاسم توسط زنان تا اخر عمر .
چون انجام عمل ختنه معمولا در سن کودکی(۴تا ۶) سالگی انجام می گیرد صدمات جبران نابذیری برای کودکان دارد.
طبق اخرین امار سازمان جهانی تقریبا بیش از ۱۶۰ میلیون نفر در بیش از ۳۰ کشور افریقایی اسیایی ختنه شده اند.۲میلیون دختر در سال ختنه می شوند وروزانه بیش از ۶۰۰۰ دختر در سراسر دنیا ختنه می شوند.
این عمل یکی فجیع ترین وبی رحمانه ترین عملی است که برای زنان اتفاق می افتد وانان را به انسانهای معلول مبدل می سازد ومشگلات بسیاری را تا اخر عمر به انها تحمیل می کند تا سنتهای احمقانه وضد بشری ادامه یابدومتوقف نشود.
واژه زن در زبان شیرین فارسی ریشه در زایندگی وفزایندگی وزندگی دارد .او نه بخشی از
گوشت گرد آمده از دنده چب مرد است ونه کنیز وفرمانبردار بی چون و چرایش که هر خوار
داشتی را از سوی او برخودش هموار سازد.
اگر مرد کد خدای خانه است زن نیز کدبانوی ؛ فروغ و روشنایی خانه است.
نمی دانم چرا وقتی از درد ورنج زن ایرانی سخن به میان می اید همه ابراز تاسف و دلسوزی می کنند ولی وقتی از حقوق حقه او صحبت به میان می اید غیض عالیجنابان را می گیرد ومی خواهند زن را سر جایش بنشانند تا مبادا بیشتر از این که دارد بخواهد وبا الفاظی مثل اینکه زن با مرد فرق دارد می خواهندمهرسکوت بر لبانش بزنند.من هم معتقدم که زن با مرد متفاوت است اما در چه چیز .در این که کمتروبایین تر است.نه .تفاوت زن و مرد از ان جهت است که کامل کننده هم هستند.مثل اینکه همزمان یک رن ومرد به یک ماشین نگاه کنند مرد کل ماشین را می ببیند و زن داخل وجزئیات را .حالا کدام بهتر ماشین را دیده است. هیچ کدام. چون زن ومرد بهم نیاز دارند که دید خود را به زندگی بهتر کنند .این همه جنگ وادم کشی در دنیا به خاطر چیست .اگر زن هم می توانست در این دنیای بزرگ جای خود را درقدرت و تفکر داشته باشد ایا دنیا اینهمه به اشوب کشیده می شد .زن لطیف ترین موجود خداوند است که با لطافت خود زیبایی می بخشد بس چه طور می شود او را از دنیا حذف کرد ودر خانه نشاند.
این جواب دوستانی است که روی مطلب قبلیم بیغام گذاشته بودند .باز هم از همه دوستان متشکرم
